حسن حسين زاده شانه چى

191

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

خانه‌اى در كنار رودخانه گرفتم و مدتى ماندم . روزى مردى همراه با نامه‌اى نزد من آمد كه در آن نامه نوشته شده بود : اى محمد ! همراه تو چنين و چنان است و از كليهء اموالى كه با من بود خبر داد ، حتى به چيزهايى كه خود به آن آگاه نبودم ؛ لذا آن‌ها را به آن مرد دادم . . . . « 1 » در خبر ديگرى نقل شده است كه عده‌اى از شيعيان قم ، پس از شهادت امام عسكرى عليه السّلام و بدون آگاهى از اين امر براى ديدن آن حضرت به سامرا آمدند . آن‌ها كه در شناخت امام و جانشين حضرت عسكرى عليه السّلام دچار مشكل شده بودند و از سويى ، با ادعاهاى جعفر برادر امام عسكرى عليه السّلام كه مدعى اين مقام و منصب بود ، روبرو گرديدند ، از همين شيوه استفاده كردند . وقتى آن‌ها به سامرا وارد شدند و از شهادت امام عسكرى عليه السّلام باخبر گرديدند از مردم دربارهء وارث آن حضرت پرسيدند و عده‌اى جعفر بن على ، برادر امام را معرفى كردند ؛ اما وقتى سراغ او را گرفتند ، گفتند كه براى گردش و تفريح از شهر خارج شده و سوار قايقى بر روى دجله همراه خوانندگان و نوازندگان مشغول خوشگذرانى است . شيعيان قمى يقين كردند كه او صفات امام را ندارد . با اين حال براى روشن‌تر شدن موضوع پس از بازگشت جعفر به نزد او رفتند و اظهار داشتند : اموالى را از قم و ناحيهء جبال براى امام عليه السّلام آورده‌اند ؛ اما وقتى جعفر اموال را از آن‌ها طلب كرد ، از او خواستند تا مقدار اموال و صاحبان آن‌ها را تك‌تك مشخص كند ، همان‌گونه كه امام عسكرى عليه السّلام انجام مىداد و چون جعفر اظهار كرد كه اين علم غيبى است كه فقط خداوند مىداند گفتند : اموال را جز با ارائهء علامت و نشانه‌هايى كه از مولايمان حسن بن على مىشناسيم ، تحويل نمىدهيم و اگر تو امام هستى ، نشانه و علامتى براى ما آشكار كن و گرنه اموال را به صاحبانشان بازمىگردانيم تا به نظر خود تصميم بگيرند !

--> ( 1 ) . كلينى ، الكافى ، ج 1 ، ص 543 و طبرسى ، اعلام الورى ، ج 2 ، ص 261 .